امتياز عليخان العرشي
18
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
چنين دم روحانى و اسلوب باشد ما بر رسائل رضى آگاهيم و سبك و روش نگارش او را در نظم و نثر سنجيدهايم و اين كلام در مقايسهء با آن كلام در هيچ مورد قابل خلط و تشابه نيست . » شرح نهج البلاغه ( ج 1 ، ص 40 ) . ابن ابى الحديد در جاى ديگر گويد : گروهى از پيروان هوى و هوس بر اين گمانند كه بخش عمدهء « نهج البلاغه » ساخته و پرداختهء جمعى از سخندانان شيعى مى باشد و كلامى نو است و چه بسا بخشى از آن را از ساختهها و تراوشات خامهء سيد رضى و ديگران دانستهاند . اما اين گروه ، مردم متعصبى هستند كه عصبيت چشم دل آنان را نابينا گردانيده و از راه استوار و طريق مستقيم منحرف گشتهاند و از روى كجروى و قلت معرفت و عدم آشنايى به سخن سنجى به بيراهه رفتهاند . ( ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 543 ) . از آنچه نقل گرديد چنين بر مى آيد كه گروه بسيارى از علماى قرن ششم هجرى بر اين گمان بودهاند كه نسبت دادن بخش عمدهاى از نهج البلاغه به امير مؤمنان ( ع ) نسبتى نادرست است بلكه آن را جمعى از سخنوران و بليغان شيعى و از جمله سيد رضى ساخته و پرداختهاند . ابن خلكان ( فوت 681 ه 1282 م ) در كتاب « وفيات الاعيان » در شرح - حال شريف مرتضى چنين گويد : ميان مردم ، راجع به گرد آورندهء « نهج البلاغه » كه از سخنان امام على بن - ابى طالب ( ع ) است يا نه اختلاف نظر وجود دارد و اين كه آيا اين كتاب تأليف شريف مرتضى و يا تأليف برادرش رضى است نيز اتفاق نظر موجود نيست . و گفته شده است كه « نهج البلاغه » از سخنان على ( ع ) نيست بلكه همان كسى كه آنها را گرد آورى كرده است به على نسبت داده و همان كس آنها را ساخته و پرداخته است . « و اللّه اعلم » ( وفيات ج 1 ، ص 478 ، چاپ بيروت ، صادر ج 3 ، ص 313 ) و گروهى ديگر از مورخان و تذكره نويسان ، امثال ( ابن الاثير الجزرى ) در ( مختصر الوفيات ) ( 1 ) و ( صلاح الدين الصفدى ) در ( الوافى بالوفيات ) ( 2 ) و ( علامه يافعى ) در ( مرآة الجنان ج 3 ،
--> ( 1 ) شخصا اين منبع را نديدهام ولى اظهارات مؤلف روضات الجنات ص 368 نيز تكرارى از مطالب ابن خلكان است . ( 2 ) در روضات الجنات ص 387 نقل قولى از الصفدى نموده است كه با مطلب ابن خلكان اختلافى ندارد .